احمد مجد الاسلام كرمانى
274
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
است . حج و طواف بيت اللّه را پيغمبر براى اهل استطاعت واجب فرموده است و در عصر نبوت طى طريق مكه با شتر و قاطر ميشده اما امروز خطآهن احداث شده وجوب حج به حال خود باقى است اما طى طريق برحسب اقتضاى عصر خواهد بود يا با كشتىهاى بخار و هيچ ديوانه احمقى نخواهد گفت حتما بايد سوار شتر شد و به مكه رفت چنان كه اگر بالون هوائى تكميل شود البته قافله حاج از هوا به طرف مكه رهسپار خواهند شد و ابدا فرقى در صحت اعمال حج و عمره آنها نخواهد كرد پيغمبر اصرار زيادى در نظافت فرموده است كه هم از حيث لباس و هم از حيث مسكن و هم از حيث مسلك و معبر هميشه مراعات پاكيزهگى در امت او بشود و در آن عصر نظافت در اين بود كه كوچهها را جاروب بكشند و معابر عمومى را از سنگ و خاك و خاشاك و ساير كثافات پاك كنند اما در اين عصر اين طور مقتضى شده كه در شهرها ادارهء باسم اداره بلديه تشكيل شود كه آن اداره متكفل تنظيف شهر باشد و چراغ برق در كوچهها و خيابانها بكشد و ساير اعمال مربوط بحفظ و انتظام شهرها و تنظيف كوچهها را و خيابانها را به خوبى انجام بدهد و البته اين اداره محتاج است بداشتن محلى براى مخارج اجزاء و مأمورين و آن وجوه هم ناچار از آسمان براى اداره بلديه نازل نخواهد شد و حتما بايد از صاحبخانههائى كه از پاكيزه بودن معابر استفاده مىكنند گرفته شود تا معاش پليس و ژاندارم كه مستحفظ شهر هستند و معاش مستخدمين بلديه كه خيابانها و كوچهها را تنظيف ميكنند اداره شود بنابراين اگر در هر ماهى يك قران از هر دكانى يا خانهاى بگيرند و باينگونه مصارف مهمه برسانند هيچ احمقى نميتواند بگويد گرفتن اين وجوه چون خارج از خمس و زكات است شرعا بدعت و حرام است . چرا كه اين اعمال از قبيل امور عاريه است نه تكليفيه و هكذا در معابر